تولدم مبارک

یک سال بزرگتر شدم!

ارسال شده در: دل نوشت 1401/01/01

همیشه سالروز تولدم دوست دارم یک نفر باشد از من سوال بپرسد! در سالی که گذشت چه کار مفیدی انجام دادی! برای چه کسی مفید بودی! آیا به کسی کمک کردی؟ آیا از کسی تشکر کردی؟ آیا توانستی خشم ات را کنترل کنی؟ آیا جایی غرور باعث شد که خودت را برتر از کسی بدانی؟ آیا تلاش کردی؟ آیا فخر فروشی کردی؟ آیا داشتی و گفتی ندارم؟ آیا نداشتی و گفتی دارم؟! مثل برنامه دورهمی مهران مدیری و آخرین سوال هم این باشد که آیا عاشق شدی؟! و با آب و تاب داستان عاشق شدنم را برای مردم تعریف کنم. 😂

سالهای زندگانی در چشم بهم زدنی می گذرد! در این بین کاستی ها، ظلم ها، طعنه ها و بی محلی هایی می بینیم که ما را دچار تنفر، دودلی و دلسردی می کند. اما زمانیکه این فشارها بیش از حد می شود یاد آیه 4 سوره بلد می افتم که خدا فرموده: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ به معنی: براستى كه انسان را در رنج آفريده‏ ايم و کمی آرام می گیرم.

خلاصه اینکه امسال هم یکسال بزرگتر و پخته تر شدم. خدایا شکرت…

بحران 30 سالگی

ارسال شده در: دل نوشت 1397/01/08

فروردین ماه 1397 مصادف بود با تولد سی سالگی من! و دوستان زحمت کشیدند و تولدی کوچک برایم ترتیب دادند که از همین جا از همه‌ی آنها تشکر میکنم.

و اما 30 سالگی

هرکدام از ما وقتی به تولد سی سالگی خود نزدیک می‌شود حس عجیب و غریبی دارد که دلیل‌اش هم قابل فهم نیست. نمی‌دانم، شاید حرف های دیگران درباره بحران سال 30ام زندگی بر روی ما تاثیر بگذارد و یا دلایل دیگر! ولی می‌دانم انسان همیشه دوست دارد نیرو، بنیه و همچنین چهره جوانی را حفظ کرده و هرگز آن را از دست ندهد. برای همین افزایش سن و از دست دادن کم‌کم آنها برایش عذاب آور است. قبل از پا به سن گذاشتن خیلی کم پیش می‌آید که در این باره تامل کنیم چون فکر میکنیم همیشه این ویژگی ها را خواهیم داشت؛ اما افسوس که پیری شتری است که دم خانه‌ی همه ما می نشیند. 😀