دسته: دل نوشت

بحران ۳۰ سالگی

ارسال شده در: دل نوشت ۴ دیدگاه 1397/01/08

فروردین ماه ۱۳۹۷ مصادف بود با تولد سی سالگی من! و دوستان زحمت کشیدند و تولدی کوچک برایم ترتیب دادند که از همین جا از همه‌ی آنها تشکر میکنم.

و اما ۳۰ سالگی

هرکدام از ما وقتی به تولد سی سالگی خود نزدیک می‌شود حس عجیب و غریبی دارد که دلیل‌اش هم قابل فهم نیست. نمی‌دانم، شاید حرف های دیگران درباره بحران سال ۳۰ام زندگی بر روی ما تاثیر بگذارد و یا دلایل دیگر! ولی می‌دانم انسان همیشه دوست دارد نیرو، بنیه و همچنین چهره جوانی را حفظ کرده و هرگز آن را از دست ندهد. برای همین افزایش سن و از دست دادن کم‌کم آنها برایش عذاب آور است. قبل از پا به سن گذاشتن خیلی کم پیش می‌آید که در این باره تامل کنیم چون فکر میکنیم همیشه این ویژگی ها را خواهیم داشت؛ اما افسوس که پیری شتری است که دم خانه‌ی همه ما می نشیند. 😀

غریقان مظلوم

ارسال شده در: دل نوشت ۲ دیدگاه 1396/08/21

برای خرید به مغازه‌ی محلمان رفته بودم. پس از اتمام خرید از آن خارج شدم. صدایی از پشت سرم: “به، آقا محمود! آقا محمود! خالا پسر، خالا پسر” برگشتم! خنده بر روی لبان هردوتایمان نقش بست! تازه درجه‌اش را گرفته بود و با لباس سفید و دو خط سردوشی در محل رژه میرفت. موتوریست کشتی بود و تازه ارتقا پیدا کرده بود. به هم رسیدیم و مصافحه‌ای کردیم و بعد از آن گفتم:

کاکتوس‌های من

ارسال شده در: دل نوشت بدون دیدگاه 1395/12/19

دیروز برای خرید برخی اقلام بیرون رفته بودم و در شنبه بازار خودمان (بندرانزلی) در حال گشت و گذار بودم که صدای یک دختر چادری که در حال پرس و جو درباره کاکتوس های موجود بر روی جعبه ای بود که فروشنده برای فروش گذاشته بود نظرم را جلب کرد. کنجکاو شدم و به سمت کاکتوس ها رفتم که آنها را ببینم. چون همیشه به کاکتوس ها علاقه داشتم و دلیلش را هم نمی دانم. اما میدانم چه زمانی عاشق کاکتوسها شدم…!

ماموران با تجربه و مغرور!

ارسال شده در: دل نوشت بدون دیدگاه 1395/12/02

حدود سه هفته پیش در بندرانزلی برف آمد؛ با اینکه مقدار زیادی نبود ولی مشکلات زیادی را به بار آورد. یکی از مهمترین این مشکلات قطعی بیش از ۳۰ ساعتی برق و در کنار آن چون ما در اینجا از آب چاه استفاده می کنیم تبعا به دلیل نبود برق و کار نکردن پمپ آبی هم درکار نبود!

بعد از برف یکی دیگر از مشکلات مربوط به خطوط تلفن ثابت بود که در بیشتر نقاط قطع بود از جمله در خانه ما! از آن تاریخ تا به الان (حدود ۳ هفته) بعد از ۲ بار اعلام خرابی و سه بار تماس تلفنی و ۱ بار دیدار حضوری چیزی که نصیب من شد تکرار بیش از ۱۰ بار این حرف از طرف مامور خرابی بود که میگفت: مشکل از سیم های داخلی هست و شما باید برید اونو چک کنید و ما در جعبه تقسیم بوق داریم!

گوشی تولید ملی یعنی کشک !

ارسال شده در: دل نوشت ۵ دیدگاه 1395/03/22

در عجبم چرا هرچه مردم از یک برند در ایران استقبال می کنند آن برند دقیقا به جای پشتیبانی از مردم یا کیفیت محصولات خود را کاهش و یا قیمت آنها را افزایش می‌دهد و در قبال محصولاتی با این ویژگی پاسخگو هم نیستند. البته برخی از شرکت ها هم هستند که خداروشکر به چنین وضعی دچار نیستند.

صدای آشنا

ارسال شده در: دل نوشت بدون دیدگاه 1394/11/23

هرچه سن انسان بالاتر می رود دوست دارد بیشتر به گذشته برگردد و خاطرات تلخ و شیرین خود را مرور کند؛ و گاهی حسرت روزهایی را بخورد که دیگر برنخواهد گشت حتی اگر همان اتفاق چندباره در زندگی انسان تکرار شود. به نظرم یکی از بهترین خاطرات کنار کارتون های کودکانه رقم می‌خورد! کارتون هایی که شاید برخی از آنها باعث شکل‌دهی شخصیت یک فرد شود.